Monday, May 17, 2010

گل نیلوفرم: آغاز








اینجا را برای کسی می سازم که در روزهای نومیدی و سردی و تاریکی، امیدی شد بر درونم، گرما شد برای سرمای درونم، نوری شد بر پیکره بی روحم و نفسی شد روح بخش برای ادامه که پیش از او، ادامه ای نبود؛ یا اگر هم بود، بود و نبودش فرقی باهم نداشتند. که اگر بود، سیاه بود و بی نور، که اگر بود ادامه نبود، سکون بود و بی حرکتی، روزمرگی بود و کسالت، رفت و آمد بود و یکنواختی و تنبلی و زندگی بی روح.
نگاهم به آسمان بود، که آخر می توانم نوری بر زندگیم بتابانم؟
که نوری تابید
عطری در زندگیم پیچید
برقی درونم را روشن کرد
شادیی در دلم جاری شد
نفسی بر کشیدم که ممد حیاتم شد و مفرح ذات
خورشید آسمان روزم شد و ماه شب های تیره ام، که دیگر تیره نبودند
آرامشی بر من بارش گرفت، که سرچشمه ای داشت فرادنیوی
و
چیزی درونم ترک برداشت
چیزی درونم شکست
چیزی درونم به دنیا آمد
و
پای دلم زنجیر شد به آن تعارف خداوند به زمینیان خرد
و
نیلوفر آمد به دل این زمینی خرد
و
من اینجا هستم برای گفتن دل نوشته های خود به همه وجودم، گل نیلوفرم.


No comments: